خرید بک لینک
همیشه برایم ادامه دادن قصه ها در ذهنم یا روی کاغذ ، لذت بخش بوده، قصه هایی که پایانشان را دوست نداشته ام یا قصه هایی که پایانشان را نمیدانستم .

پایان قصه های کتاب یا فیلم یا سریال را همیشه طوری تصور میکنم که آدم های خوب قصه بمانند ، پایانشان خوش باشد و با هم تا ابد زندگی کنند. همیشه تصورم این است که مریض ها شفا میگیرند و گم شده ها پیدا میشوند و عاشق و معشوق آخر همدیگر را میفهمند و به هم میرسند و عاشق سوختنش تمام می شود.

آخر همه قصه ها را پر از شادی و خوشبختی و آرامش تصور می کنم. اما خودم هم میدانم که بیشتر اوقات اینطور نمیشود ولی حتی در بدترین لحظه ها هنوز امید دارم که خدا همه چیز را درست میکند. بالاخره درست میشود و غم ها تمام می شود. او خوب می شود ،او حقیقت را می فهمد ، او دست از لجبازی برمیدارد ، او آشتی میکند ،او زنده می ماند ...

این روز ها پایان قصه ها همه اش غمگین شده.مادران و پدران داغدار ، کودکان یتیم ، خانه های ویران ، همه بی سرپناه و هوا سرد .

پایان غمگین این قصه ها اما کاش با لبخندشان شاد شود. من هنوز امیدوارم به دست های خدا که غم را از دلمان و دلشان بردارد.

کاش ...بردارد..

برچسب: نویسنده: یوسف نیک‌فر تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 21:52

صفحه بندی